محمد الريشهري
41
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
1391 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بار خدايا ! به آنچه پوششها از شُكوه و زيبايى تو پنهان كردهاند ، و به آنچه از درخشش كمال تو كه عرش را احاطه كرده است ، و به جايگاه عزّتمند عرشَت ، و به آنچه توانايى تو از ملكوت سلطنتت ، فرا گرفته است . . . . 1392 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در حِرزش « 1 » : به خدايى پناه مىبرم كه هر چيزى را فرا گرفته و چيزى او را فرا نگرفته است و او همه چيز را فراگيرنده است . 3 / 60 مُحيى ، مُميت واژهشناسى " مُحيى " و " مُميت " صفت " مُحيى ( زنده كننده ) " ، اسم فاعل از " أحيا ، يُحيى " و از ريشه " حيى " است كه بر متضادّ مرگ ، دلالت مىكند . صفت " مُميت ( ميراننده ) " نيز اسم فاعل از " أماتَ ، يُميتُ " و از ريشه " موت " به معناى از دست رفتن توانايى چيزى است . از همين ريشه است واژه " مَوت " كه به معناى متضادّ زندگى است . پس " مُحيى " ، بخشنده زندگى و " مُميت " ، مرگ دهنده است . محيى و مميت ، در قرآن و حديث در قرآن كريم ، صفت " مُحيى " دو بار به صورت " قطعا زنده كننده مردگان است " به كار رفته است ، و " احياء ( زنده كردن ) " به صورت فعلى ، 47 بار به خدا نسبت داده شده است . صفت " مُميت " در قرآن كريم به كار نرفته ؛ امّا " اماته ( ميراندن ) " ،
--> ( 1 ) حِرز : دعا يا ذكر يا هر چه براى دفع چشمْ زخم و بلا به كار مىرود .